واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

از وقتی که ما آدم ها یاد گرفتیم...
چطور سنگ را روی سنگ بند کنیم...
دیگه از چیزی نترسیدیم...
حتی از دل در حال سنگ شدن خودمان...

مگر نه اینکه حالا...
خورشید هم پشت همین...
ساختمان های سنگی ما غروب می کرد...
پس دیگر چه باکی بود از تاریکی...
آن هم در این دنیایی سرد و سنگی...

آدم ها زمانی از هم سرد شدند...
و دیگر حرف هم را نفهمیدند که...
همه چیز را در تنهایی خود پیدا کردند...

همانجا که آدم ها به دو ضمیر....
من و او ختم شدند...
و دیگر هیچوقت... 
واسطه ای به اسم تو...
نه در دل و نه در حرف هایمان...
پا درمیانی نکرد... 

نوشته شده در سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت 23:52 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
نفس هایم
کابوس هر شب
عابر بهمن
شب تولدم
آئینه
جمعه
باد
زندگی
زنجیر چشمان تو
قفس خیال