واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

ته چشم های شب...
حرف های نگفته مانده بود...
که از دور برق می زد...
و آنقدر نگفته ماند که...
آخر هم همانجا ماسید...

چه کسی می داند...
هر حرف چند هزار سال...
در انتظار مانده...
تا بالقوه شود...
اما در زمانش خاموش ماند...
انگار که هیچوقت...
هیچ حرفی به فکر شب خطور نکرده...

شب سهم آسمان بود...
و روز سهم زمین...
اما نه شب برای آسمان ماند...
و نه روز برای زمین...
شب سکوت کرد و...
و حرف روز میان صداها خفه شد...

همیشه در هر نگاهی...
هزار حرف نگفته بوده...
که اینقدر سکوت کرد...
تا که سال ها...
از تاریخ انقضاء اش گذشت...

نوشته شده در یکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 23:36 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
دلتنگی
پیر سفر
هذیان
حق انتخاب
واژه های بارانی
یک شب مهتاب
حوصله پرواز
مردن و نفس کشیدن
سنگ صبر
تاریکی سکوت