واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

پاییز چمدانش را بسته...
چمدانی پر از برگ های...
زرد، قرمز و قهوه ای...
برگ های که پر از خاطره اند...

هر برگ برای پاییز...
یک خاطره است...
یک خاطره بی پایان...
که در دستان باد جان داد...
و رفت و افتاد کنج باغچه...
و گاهی در خیابان...
زیر پای عابرانی که...
در خود شکسته بودند...

پاییز چمدانش را بست...
چون طاقت صدای خرد شدن برگ ها را نداشت...

پاییز چند روز دیگر می رود...
و از خودش تنها...
رد پای بر تن سفید زمستان خواهد گذاشت...
تا گاه گاهی...
باد نامش را در گوش پنجره زمزمه کند...

پاییز خواهد رفت...
فصل ها و آدم‌ ها هم...
و از آن ها تنها...
نگاهی خواهد ماند... 
با لبخندی سنگی...
که بر دل ها سنگینی خواهد کرد...

نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 00:50 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
در امتداد شب
تصویر
شب و آسمان
این همه گذشته
هذیان های من
ذات عاشقی
وهم
دلتنگی
خواب
حال خراب