واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

به عمق شب نگاه می کنم...
به دو راهی های نپیموده...
به لبخندی که مانده در ذهنم...
به چشم های که در این نزدیکی ها...
به من خیره مانده...

و من که نمی دانم...
از کدام دو راهی رفته ام...
در این اسفندی ترین روز های زندگی...
که دست هایم سرد مانده...
و چشم هایم سرگردان...

تو را جستجو می کنم...
گهگاهی...
از میان تصاویر مبهم...
اما چیزی آرام نمی شود...
در این اقیانوس خون آلود...

نباید می گذشتم از تاریکی شب...
شب پر از وهم است...
آدم ها را می رباید...
می برد در میان سکوت خود...
تا برای زنده ماندن...
شاهد داشته باشد...

نوشته شده در یکشنبه 6 اسفند 1396 ساعت 23:25 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
به هیچ چیز...
این روزها
قایق
تمام نشدنی
در حضور شرح تو
بی وفا
تاریکی مطلق
پرواز پایانی
شیشه
اتاق تنهایی