واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

بهار بهار...
بی رحم ترین فصلی تو...
با پرستوها می آیی...
زندگی را...
در مرده ترین دل هم...
زنده می کنی...
مثل بوی خوش یک خیال...
تا در اولین فرصت کوچ کنی...

اما زندگی فقط بوی خوش یک خیال نیست...
زندگی شکوفه باران رویا نیست...
زندگی درختی است کهن سال...
که گرم و سرد روزگار دیده...
دائم سبز می شود...
ثمر می دهد...
و باز زرد می شود...
و گاهی دیگر از رویا بیرون نمی آید...
هیزم می شود...
می سوزد و می سوزد....

زندگی چهار فصل دارد...
که بهار بی رحم ترین این فصل هاست...
سبز می شود، شکوفه می دهد...
تا بار دیگر زرد و پژمرده شود...
و این یعنی خاطره...
از همه آنچه که...
هیچوقت درست و حسابی درک نشد... 

نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین 1397 ساعت 23:44 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
بخوانم
در اولین سطر کوچ
برگ و مرگ آرزوها
تکه ای مشوش
موسیقایی تنهایی
بال پرواز
نوشتن
مسلخ
باور نمی کنم
انزوا