واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

من با خودم کنار می آیم...
اما نمی دانم چه کنم...
با این کلمات تب دار...
که در کابوس های خود...
مدام تو را صدا می کنند...

باور کن...
کلمات هم لبخند می زنند...
از زیبایی ها و خوبی ها می گویند...
اما خدا نکنه که...
حس کنند نیست آن که باید باشد...
تب می کنند و هذیان می گویند...

شاید دست هایت...
بتوانند تب این کلمات را کم کنند...
کافیه دستت را بگذاری در دست هایم...

من به جای این کلمات...
قول می دهم...
خوب شوند و...
از چشم هایت بگویند...
از زیباترین ترانه ای که دیده اند...
دست هایت...
دوای تب این کلمات اند...

نوشته شده در چهارشنبه 22 فروردین 1397 ساعت 22:34 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
بخوانم
در اولین سطر کوچ
برگ و مرگ آرزوها
تکه ای مشوش
موسیقایی تنهایی
بال پرواز
نوشتن
مسلخ
باور نمی کنم
انزوا