واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

باز از خیالم... 
کبوتری پر گرفت به آسمان...
آشیان گم کرد...
و در جستجوی تنها آشنای رویاهایش...
چشم هایش را قطره قطره...
محو انتظار کرد...

غروب...
بال هایش را جا گذاشت...
در انعکاس آبی خاطره...
و پرواز...
یک قفس بود...
پشت سایه روشن نبودن...

ابرهای تهدید...
پرواز را گم می کنند...
در تاریکی غروب...
چه سنگین است شنیدن هوای تنهایی...
وقتی پرواز را...
هنوز هم...
می توان در چشمهایت دید...

نوشته شده در جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 01:46 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
بخوانم
در اولین سطر کوچ
برگ و مرگ آرزوها
تکه ای مشوش
موسیقایی تنهایی
بال پرواز
نوشتن
مسلخ
باور نمی کنم
انزوا