واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

من از تو میگم...
تو از گذشته...
یک جای کار می لنگه انگار...
حرف ها یکیه...
اما درد ها نه...

درد من تویی...
اما درد تو انگار...
بی خیال، بگذار بگذریم...
مثل تمام این مدت که گذشتیم...
بلاخره سرمان یه جای به سنگ میخوره...
شاید آنجا فهمیدیم که...
ساعت ها...
با سفید شدن موهای ما...
می گذرند...
نه با روز و شب ها...

چه افسوس بزرگیه...
تمام روزهای که...
به جای دیدن چشمهایت...
چشم هام بستم...
تا شاید خوابت ببینم...
افسوس و افسوس...
که نام ما را در افسوس ها نوشتند...

نوشته شده در شنبه 2 تیر 1397 ساعت 22:50 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
ناتمام
داستان چشمانت
غوطه‌ور
پاییز اگر بگذرد
یک مشت رویا
خاطره ها
پارادوکس پرواز و قفس
ایستاده‌ام
برگ و باد
خوره تنهایی