واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

حرف های قصه ات را...
خودت انتخاب کن...
از اینجا به بعد...
کم کم باید یاد بگیری...
برای خودت قصه ببافی...
فرصتی نیست تا قصه بسازی...
آن هم از کسی که...
سرزده آمد و...
بی خبر رفت...

سرد...
مثل یک روز داغ تابستانی...
که کلافه می کند آدم را...
یک روز هست...
یک سال هست...
یک عمر هست...
هست، هست، هست...
اما چه فایده...
بودن...
مثل یک اسم در قصه ها...

به تکرار نشسته...
یادت در من...
مثل جنگلی انبوه...
که آدم را در خودش گم می کند...
و مدام...
سر از قصه ای قدیمی در می آورد...

نوشته شده در شنبه 9 تیر 1397 ساعت 22:47 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
ناتمام
داستان چشمانت
غوطه‌ور
پاییز اگر بگذرد
یک مشت رویا
خاطره ها
پارادوکس پرواز و قفس
ایستاده‌ام
برگ و باد
خوره تنهایی