واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

فکر یک اتفاق افتاده ام...
آن هم در خودم...
و اینکه چطور بی خبر مانده ای...
وقتی که این همه حرف...
به تصویر می کشد آن را...

چه بنویسم...
از ماه...
از آسمان و شب...
از عمق یک نگاه...
از چشم های که شب را نامتعادل کرده...
از فکری که در فکر مانده...
از کلماتی که...
در لحظه وقوع اتفاق متوقف شده...

چاره ای نیست...
تا لحظه وقع اتفاق بعدی...
باید نوشت و نوشت...
حتی اگر بخوانند آن اتفاق  را...
بی تفاوت به اینکه...
مکث هم...
پیر می کند چشم های انتظار را...

نوشته شده در یکشنبه 10 تیر 1397 ساعت 22:56 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
ناتمام
داستان چشمانت
غوطه‌ور
پاییز اگر بگذرد
یک مشت رویا
خاطره ها
پارادوکس پرواز و قفس
ایستاده‌ام
برگ و باد
خوره تنهایی