واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

به چشم هایت عادت کرده ام...
من همه چیز را...
با چشم های تو می بینم...
از روزن یک دنیا زندگی...
که رویا می سازد از تمام کابوس هایم...
وقتی چشم در چشم...
برق می زند تمام روزهای نیامده...
از بس دست نخورده و بکر هستند...

چشم هایت...
نشان از یک دشت سبزند...
با نوازش نسیمی خنک...
بر سر شاخه های احساس...
که دائم مست می دارند  رویاهایم را...

چشم هایت...
نهایت خواسته ام هستند...
از تمام هیاهوی یک روز سخت...
که گم می کند مرا...
در دلهره یک کابوس ناگهانی...

نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر 1397 ساعت 22:46 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
ناتمام
داستان چشمانت
غوطه‌ور
پاییز اگر بگذرد
یک مشت رویا
خاطره ها
پارادوکس پرواز و قفس
ایستاده‌ام
برگ و باد
خوره تنهایی