واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

من مثل شب و آسمانم...
نگاه ها به من مهتابی است...
اما کسی یادش نمی آید...
کی و کجا نگاهش...
برای آخرین بار...
به آسمان شب برگشته باشد...

آدم ها...
مدام طلوع می کنند و غروب...
و کسی نمی داند...
روزگار...
تاب این غروب ها را ندارد...
و روزی...
نظم طلوع و غروبش بهم می ریزد...
درست مثل من...
که همه چیز را فراموش کرده ام...
البته به ظاهر...

تمام روزها...
چشم به راه روزی هستند...
که می دانند نخواهد آمد...
اما باز فردا را...
در مسیر امروز...
و به تکرار عمر دیروز می کنند...

نوشته شده در جمعه 22 تیر 1397 ساعت 22:51 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
بخوانم
در اولین سطر کوچ
برگ و مرگ آرزوها
تکه ای مشوش
موسیقایی تنهایی
بال پرواز
نوشتن
مسلخ
باور نمی کنم
انزوا