واژه های از جنس آسمان

...مثل آسمان باش ، تا هم باشی و هم نباشی

به عمق خود می روم...
شاید راهی برای بازگشت باشد...
تمام راه ها را...
زیر و رو می کنم...
اما انگار واقعیت...
مرا در مشت خود گرفته...
حتی نمی گذارد با قبولش...
کنارش بگذارم...
و بروم در پی خودم...

انگار درها را بسته اند...
و به کیفر آشنایی با تو...
مرا در مقابل خودم گذاشته اند...
تا با خودم درگیر شوم...
و در مقابل خودم سکوت کنم...

می دانم...
دیگر نه معجزه می شود...
و نه می توان گذشته را تغیر داد...
باید بود و بود...
در انزوا و نابود...

نوشته شده در جمعه 16 شهریور 1397 ساعت 22:49 توسط Ali Reza نظرات |

اخرین مطالب
بخوانم
در اولین سطر کوچ
برگ و مرگ آرزوها
تکه ای مشوش
موسیقایی تنهایی
بال پرواز
نوشتن
مسلخ
باور نمی کنم
انزوا